نوشته‌ها

چطوربه چیزی که میخوام برسم

چطوربه چیزی که میخوام برسم

شاید بارهاوبارهااین جمله رو ازخودت شنیدی که من چطور به چیزی که میخوام بتونم برسم،مدت هابوده به این فکر می کردی ایا مگرممکنه به اون چیزی که میخوام بتونم برسم؟اینا سوالاتی هستن که همیشه از خودمن میپرسیم.

بعضی ازماهاهمیشه به این فکرمی کنیم که نکنه این کاری که میخوام انجام نشه ودقیقا هم همین اتفاق می افته!ایا منشا این اتفاقات به کجا برمیگرده وماایا می تونیم جلوداراتفاق افتادنشون بشیم یانه.

من می توانم

خدمتتون عرض کنم؛فکری روکه شما الان درحال پردازشش هستین داره روی عمل شماتاثیر میزاره.زمانی رو بخاطر بیارین که بچه بودیم ومیخواستیم از روی یک جوی اب بپریم تا به هم سن وسالای خودمون بگین اره ما هم بلدیم!به روزای اولی که خواستین اینکارو انجام بدیم ولی افتادیم توی جوی اب وگریه کردیم کاری ندارم؛من به اون لحظه ای کار دارم که هممون دیگه حرفه ای شده بودیم واز روی جوی می پریدیم.

پریدن ازروی جوی اب

بخاطربیارین زمانی که شما استاد پرش از روی جوی شده بودین حتی یه لحظه هم به این فکر نمیکردین که نکنه بیفتین توی جوی وکاریتون بشه.اره دقیقا منظورمنم همینه؛میخوام بهت بگم

باورکن،به هرچی باور داشته باشی،همون اتفاق خواهد افتاد”

شایداین جمله ناراحت کننده باشه برای بعضی ها وشایدم خوشحال کننده.اگرایمان داری که میتونی از روی جوی اب بپری باورش میکنی واعتمادواعتقاد کامل اینکارو انجام میدی؛بدون اینکه حتی کوچکترین اتفاقی برات بیفته.دنیای اطراف ما دنیای افکارماست.بزارین برگردیم به خلقت جهان وافرینش انسان.

کهکشان

روزیکه خداوند عزیزوحکیم زمین رو خلق کرد وانسان رو از خاک آفرید،جسم انسان از همین کره خاکی شکل گرفت؛باتوجه به آزمایشات وفرضیات ثابت شده ای که دانشمندان جهان داشتن که امروزه هممون از اون باخبر هستیم این هست که کره زمین یک روزگلوله ای از اتش بود که کم کم سرد شدوتبدیل به شکل حال خودش شد؛زمانیکه این کره داغ وسوزان بود جنبش ها وانرژی های زیادی بود که سرد شد.خب اگر بخوایم منطقی به این جریان نگاه کنیم باتوجه به نظریه یکی از دانشمندان

انرژی از بین نمی رودبلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود”

میخوام این رو بهتون بگم که باازمایشی که روی انسان کردن متوجه شدن انسان گلوله ای از انرژی در زیر میکروسکوپ بود!اگر بادوربین مادون قرمز نگاه کنیم متوجه می شیم که بدن انسان گرم هست واین گرمایک نوع انرژی هست.حالا هدف من از اینکه وارد این مباحث شدم چیه…

انرژی

تمام ماانسان هاذره ای ازانرژی وروح خداوندعزیز هستیم؛وقتی درحال فکر کردن به چیزی هستیم که یقین داریم صدرصد اتفاق میفته این انرژی بصورت خودکارباعث میشه عکس العمل مادرمقابله بااون اتفاق طوری باشه که بهش فکر میکردیم،یعنی دقیقا همون چیزی که اصطلاحا خوابشو دیده بودیم اتفاق بیفته.پس عزیزانم اینکه بخوایم کاری رو انجام بدیم ولی اون کار انجام نشه یا از پسش برنیایم همه چیز اون به اعتقادشمادرمورد اون کاربستگی داره، نه به دولت نه حکومت نه هیچ عامل دیگه ای؛جمله ای که از عزیزی شنیدم وهیچوقت فراموشش نخواهم کرد

“وقتی برای اینکه مشکلت رو گردن دیگران میندازی ودست وانگشت اشارت روبه اون شخص درازهست،درحقیقت یک انگشت تو به طرف اون هست ولی۳ انگشت دیگه ی تو به سمت خودته”

مشکل این که از پس بعضی کارها برنمیایم فقط وفقط به فکری برمیگرده که مادرمورد انجام شدن یا نشدن اون کارمی کردیم.پس از همین الان تصمیم بگیریم یکبار دیگه الگوهای ذهنمون رو تغییر بدیم(پارادایم شیفت)وبرای همیشه تغییر کنیم تا زندگیمون رو به سمت وسوی تعالی پیش بره ان شاالله…

null

حتما خواهید پرسید که چطور میتونم روی ذهن خودم تمرکز کنم وایمان بیارم که از پس کاری چطور میتونم بربیام،نگران نباشین،من در مطالب بعدی که براتون بنویسم این تجربیات روهم با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

با احترام سجاد صیادی