پرستیژراچگونه داشته باشیم۲

پرستیژراچگونه داشته باشیم۲


سلام.شبتون قشنگ.یکمی امشب تایمم آزاد تربوداومدم ادامه بحث پرستیژداشتن رو براتون تمام کنم.خب بریم سراغ اصل مطلب…

اگرقسمت اول این مطلب رو نخوندید به اینجا مراجعه کنید.

پرستیژ داشتن:

پرستیژداشتن خیلی جاهابه دردآدمی میخوره؛همونطورکه قبلا گفتم پرستیژ یعنی اعتبارداشتن.ولی ما چطور میتونیم پرستیژ رو داشته باشیم؟این صفت اکتسابی رو چطور میشه یاد گرفت؟

پرستیژراچگونه داشته باشیم2

چطورپرستیژداشته باشیم؟

اگربخوام ازگفته های برایان تریسی براتون بگم،توی کتاب قانون جذبه میگه شما برای داشتن پرستیژ نه نیاز به قیافه دارید؛نه ثروت؛نه هیکل خوش اندام؛نه صدای قشنگ و…

ازنظربرایان تریسی،رعایت یکسری مواردخیلی جزئی باعث میشه شما بتونید ادم جذاب وبا پرستیژی جلوه کنید وبتونید قرارکاری ویاهرچیز دیگه ای رو ببرید.

پرستیژراچگونه داشته باشیم2

رعایت نکات زیر:

(ازنظربرایان تریسی)

۱٫اول شنونده خوبی باشید؛مردم دوستدارندفقط صحبت کنند،سکوت وتوجه کامل به صحبت های مخاطب روبرو باعث ایجاد جذبه وپرستیژمیشه.

۲٫اززبان بدن استفاده کنید،درهنگام صحبت مخاطب،اورا بازبان بدن مانند اشاره وتکان دادن سرتان تایید کنید

۳٫اصوات تاکیدی راحتمافراموش نکنید؛آهاکه اینطور…واقعا؟…یعنی اونجاتو هیچکاری نکردی؟…

۴٫کج کردن سروخوب گوش دادن به مخاطب رو به رو

۵٫مرتب نشستن،اگر صندلیتان پشتی دارد؛به آن تکیه ندهید.

۶٫کمی به جلو متمایل شده وخوب گوش دادن رارعایت کنید.

(تجربیات شخصی)

۱٫عطربزنید،دردین اسلام هم به مردان سفارش شده حتماازعطراستفاده کنندو ازدیدگاه اسلام هزینه کردن برای عطر،اسراف نیست.

۲٫مخاطبتان راهمیشه با دوم شخص جمع موردخطاب قراردهید(شما)

۳٫مهمترین عنصربرقراری ارتباط موثرونفوذ دردیگران؛اصل منظم بودن است،رعایت کنید.

۴٫درصحبت های خودهرگزازالفاظ ممنوعه استفاده نکنید(هرگونه جمله ای که معنی فوحش وبی احترامی را برساند)

۵٫مخاطبتون را همیشه تایید کنید،ممکن است برخلاف عقایدونظرات شماهم حرف بزنه،خوب گوش بدیدوبعدا با سوال وجواب های منطقی نظرشخصی خودتان را نیز درمورد اون مسئله بیان کنید.

۶٫بهیچ وجه غرورازخودتون بروزندید،همونطورهم که در روایات اسلامی داریم،عامل نابودی هرآدمی غرور بیش ازحد وبیجاست.

۷٫درمباحث زیاد شوخی نکنید،کمی مزه دادن به صحبت هااشکالی نداره ولی بیش ازحدش حریم افراد روخواهد شکست.

۸٫باهرکسی مثل خودش رفتار کنید؛مثلااگرشخص آدم مذهبی هست همونطور مذهبی باهاش صحبت کنید،اگرادم اهل دل ومشتی هست با اون مثل خودش رفتار کنید.

*نکته:اینکه شماخودتون رو شبیه به کسی بکنین که مخاطب روبروتون هست؛دلیل براین نیست که شمادرحال گول زدن اون شخص هستید،درواقع شماداریدبا اون شخص مثل خودش ارتباط برقرار می کنین واین مشکلی نداره.

۹٫آدامس جوییدن وحواس پرتی،پرستیژشمارو نابود می کنه.

۱۰٫باور کنید،اون دسته از افرادی که فکر میکنندبا کشیدن سیگارویا قلیون برای خودشون اعتبار جمع می کنن هیچ اینطور نیست،چیزهای منفی درذهن همه مردم منفی هست ونتیجش خلاف تصوریه که می کنید.

۱۱٫خواهشاظاهرنمایی روکناربزارید.اگررفتارتون همین الان خوب نیست؛باتمرین کم کم اون هارو تغییر بدیدولی بهیچ عنوان چیزی که نیستید رو بروز ندید.

۱۲٫همیشه آهسته صحبت کنیدوشمرده شمرده.

۱۳٫مراقب تن صدای خودتون باشید،هررفتارکوچیک میتونه به اعتبارشما صدمه بزنه.

۱۴٫شرایط ادب واخلاق رو همیشه رعایت کنید

اگر بخوام تمام نکات رو بگم باید درموردش کتاب ها نوشت.رعایت همین موارد میتونه کمک شایانی به اعتبار وپرستیژ شما بکنه.پرستیژهمون آبروی شماهم هست؛مراقبش باشید.ابرو قطره قطره جمع میشه ولی یکباره میتونه همیش بریزه.پس همیشه قبل از اینکه به هراقدامی دست بزنین قبلش خواهشا “فکر” کنین

پرستیژراچگونه داشته باشیم2

باورهای اشتباه درموردپرستیژ:

۱٫خودنمایی باپوشیدن لباس های جذب وتنگ

۲٫کشیدن سیگار،پیپ،قلیون و…

۳٫ارایش غیراخلاقی مو،مخصوصادر مردها

۴٫خودنمایی بانمایش داشته هابه مخاطبین مقابل

۵٫ادعاهای کذب وگفتن حرف هایی که ازواقعیت به دور است

۶٫بازگذاشتن یقه پیراهن ولباس

۷٫به گردن اویختن گردنبندهایی که دیده شده وجلب توجه کنه

موارد بالا؛نه تنهابه شخصیت شمااعتبارنمیده،بلکه شخصیت شمارو منفی جلوه می کنه،اگربخوایم استانداردهای شخصیت رو درنظر بگیریم هیچ کدوم ازموارد بالا درمورد یک جنتل من یا جنتل وومن صدق نمیکنه،چون بادیدن حرکاتی مثل حرکات بالانه تنها شماآدم موجهی جلوه نمی کنید بلکه شخصی منفی وبی شخصیت درنظر افراد خواهید بود.

*نکته:این رو به خاطر داشته باشین؛شایدمدل مو؛گردنبند،کشیدن سیگار و…درنظر”بعضی افراد”زیبایی تصور بشه وجلب توجه بکنه،منم منکر این جریان نیستم،فقط بحث اینجاست مادرمورد اعتبار صحبت می کنیم نه زیبایی،وگرنه شایدکسی بایک گردنبند زنجیر مانندخوش قیافه تربه نظر بیاد ولی قطعا آدم متشخصی درنظر دیگران نخواهد بود.من درمورد شخصیت وزیبایی هردو درکنار هم دارم صحبت می کنم.

پرستیژراچگونه داشته باشیم2

امیدوارم ازمبحث امشب؛استفاده کافی رو کرده باشید.برای تک تکتون آرزوی موفقیت دارم

با احترام سجادصیادی

قضاوت کردن مردم


به نام خداوندهستی بخش

 

قضاوت کردن مردم

تاحالاحتمابراتون اتفاق افتاده که ازظاهرمسئله یاشخصی برداشتی کردین ودرحال انالیزاون توی ذهنتون بودین.شایدتصوراتی رو میکردین ولی بعدازاینکه برحسب اتفاق یاعمدا متوجه اون شدین,دریافتین که نتیجه ازچیزی که بهش فکرمیکردین زمین تااسمون فرق میکنه.

 قضاوت کردن مردم

چرامادچاراین بیماری میشیم وعلت اون چی هست

باگذشت زمان وهوشمندشدن انسان,این موجود دوپاسرعت زندگی کردنس بسیاربیشترازقبل شدوهرچه جلوترمیریم این سرعت بیشترمیشه,دلایلی که باعث میشن ماافرادرو درنگاه اول قضاوت کنیم,نگرش وسرعت عکس العمل منفی مانسبت به اون شخص هست.خیلی وقت هابسته به نوع شرایط ایجادشده اینکاروانجام میدیم واونقدر این کاروانجام میدیم یادادیم که شده ملکه ذهن وناخوداگاه بصورت واکنشی این عمل توی مغزماانجام میشه.

 قضاوت کردن مردم

قضاوت دیگران ازروی اتفاقات ویاگفته های دیگران بدترین نوع قضاوت هست.چه بساحرفی ازروی دشمنی یا درنگ درموردشخصی زده شده باشه وماهم باشنیدن اون شروع کنیم به بدوبیراه گفتن صادرکردن حکم برای اون شخص.

 قضاوت کردن مردم

واقعاچرامااینکاروانجام میدیم ایاشده ازخودمون بپرسیم ایامگرمن فلان کس یااتفاق راواقعا دیده ام که اینطوری برای دیگران تعریفش میکنم یااون رو توی ذهنم انالیز میکنم؟چراکمی فکرنمیکنیم قبل ازاینکه بخوایم درمرگورد کسی قضاوت کنیم؟

 قضاوت کردن مردم

روزی یاران حضرت علی (ع) پیشش اومدن وشروع کردن ازبدگفتن درمورد یکی ازمردم,باوجوداینکه خودحضرت میدونست واقعا اون شخص چطورادمی هست مدام اون سخنان روتکذیب میکردن,پرسیدن یاعلی چراباوجوداینکه خودتون میدونین اون شخص چطور ادمی هست,بازهم گناهانش روانکارمیکنید؟ایشان فرمودند اگردرموردکسی چیزی شنیدیدویاحتی به چشمان خوددیدیداون روهفتادبار انکارکنید,مبادا آبروی بندگان خداروببرید…

 قضاوت کردن مردم

امروزماقبل ازانجام عمل ازکسی,درموردعکس العمل شخص قضاوت میکنیم وباپیش داوری هاییکه شایدهیچوقت واقعی نباشند,برای اونهاحکم صادرمیکنیم وحتی حکمی که صادرکردیم روهم اجرا می کنیم!عجب موجود دوپایی هستیم ما!

قضاوت کردن وهمچنین غیبت کردن درمورد دیگران یکی از اسیب های اجتماعی بزرگ هست که بین خیلی از مردم رواج داره،خیلی ازماروزانه هزاران کلمه رو درمورد دیگران صحبت می کنیم وخودمون باتوجه به دیدخودمون برداشت کرده وخدایی نکرده اون رو برای چندین نفر دیگه میگیم؛واین مدت هابین زبون هامیچرخه واسیب های روحی وروانی بدی رو به شخصی که درموردش حرفی زده شده وارد میکنه،زمانی کهبه گوشش برسه.

 قضاوت کردن مردم

دراسلام گفته شده”غیبت”حرام هست ومثل خوردن گوشت زنده ی برادردینی است.به قول دکتر”نبی”ماروزانه داریم میلیون هاتن گوشت زنده میخوریم.چراباید این اتفاق بیفته توی زندگی ماکه اعمال وکردارمون به سمت کردار شیطانی بره؟ریشه ی این عمل منفی ازکجاست؟

وقتی بچه درحال بزرگ شدن هست؛مثل یک سی دی خام درحال رایت شدن هست.قضاوت هایی که مامردم رو میکنیم اون هم جلوی بچه هامون؛وقتی قانون “حفظ جدول ضرب”روبرای بارهاوبارها برای بچهامون تکرار میکنیم؛این یک باورمیشه وبرای همین همه ازاین داروی مخرب خوردیم تابزرگ شدیم.

 قضاوت کردن مردم

راه حل:

خیلی راحت میشه این عادت منفی روتغییرداد.باتمرین کردن ودقیقا همون قانون”حفظ جدول ضرب”به روش معکوسش میشه این عادت روبرای همیشه کنار گذاشت.

۱_ازقانون شرطی شدن باید استفاده کرد،خودتون رو شرطی کنیدهروقت غیبتی کردید یاخواستیددرمورد کسی قضاوت کنیدسریعایک رفتاردیگه ای روجایگزینش کنید.

۲_ازادم هایی که به این عادت دچارهستندفاصله بگیرید

۳_درصورت شنیدن،سریعامکان راترک کنیدیااگرنمیتونید خودتون روباانجام کاردیگه ای سرگرم کنید

۴_حتی الامکان ازشنیدن حرف های منفی فاصله بگیرید.

هرچه شماوفکرتون ازادم ها وحرف های منفی فاصله ی بیشتری بگیرهدرهای عرفان ومثبت اندیشی وزندگی عالی بیشتر بروی شماباز خواهد شد.

قضاوت مردم گناه بزرگیست که برای جبرانش بایدازتک تک اونهاییکه درموردشون قضاوت کردیدمعذرت خواهی کنیدولاغیر حق الناس به گردنتون خواهد بود.

 قضاوت کردن مردم

خاطره:

یادم هست زمانی که کلاس چهارم دبستان بودم حرف بدی درمورد یکی ازهم مدرسه ای هام شنیدم؛که فلانی فلان کار اشتباه رو انجام میده.گذشت وگذشت وگذشت تااینکه خیلی اتفاقی تو یکی از کلاسای دانشگاه باهم سر یک کلاس بودیم؛من سالهای زیادی درمورد این شخص فکربدمیکردم وتوی دلم ازش تنفر داشتم.بخودم جراتش رو دادم وجریان رو از خودش جویا شدم ولی وقتی حقیقت رو فهمیدم،به خلوتم که رسیدم گریم گرفت.الله اکبراین همه سال من درمورد این بنده ی خداداشتم قضاوت اشتباه میکردم وتوی ذهنم از اون یک دیو ساخته بودم اما حالا…

عزیزان وکسایی که درحال خوندن این متون هستید؛باورکنید خیلی ازحرف هاوصحبت ها فقط باد هواست،درعلم مثبت اندیشی هم به کرات گفته شده درمورد دیگران کمتر بدان اگر میخواهی ارامش داشته باشی.حقیقت هم همینه،عین ایه شریفه قران کریم که می فرماید”درزندگی مردم تجسس نکنید”…

 قضاوت کردن مردم

برای تمام مشکلات روحی وجسمی مادرکتاب بزرگ وعزیزمون قران کریم دارو هست،ولی درعجبم ازماهایی که فقط از مسلمونی ادعای اون رو داریم.

یادمون باشه خداهم ماروقضاوت نمیکنه تازمانی که عمرمون به پایان برسه؛استنادحرفم هم سوره مبارکه توبه هست که هیچوقت برای توبه کردن دیر نیست،یعنی من شماروقضاوت نمی کنم تا زمانی که زمانتون به پایان برسه…

اندکی تامل لازم است…

امیدوارم از این مبحث استفاده کافی و وافی رو برده باشید.موید باشید.

با احترام سجادصیادی

چطوربه چیزی که میخوام برسم

چطوربه چیزی که میخوام برسم

شاید بارهاوبارهااین جمله رو ازخودت شنیدی که من چطور به چیزی که میخوام بتونم برسم،مدت هابوده به این فکر می کردی ایا مگرممکنه به اون چیزی که میخوام بتونم برسم؟اینا سوالاتی هستن که همیشه از خودمن میپرسیم.

بعضی ازماهاهمیشه به این فکرمی کنیم که نکنه این کاری که میخوام انجام نشه ودقیقا هم همین اتفاق می افته!ایا منشا این اتفاقات به کجا برمیگرده وماایا می تونیم جلوداراتفاق افتادنشون بشیم یانه.

من می توانم

خدمتتون عرض کنم؛فکری روکه شما الان درحال پردازشش هستین داره روی عمل شماتاثیر میزاره.زمانی رو بخاطر بیارین که بچه بودیم ومیخواستیم از روی یک جوی اب بپریم تا به هم سن وسالای خودمون بگین اره ما هم بلدیم!به روزای اولی که خواستین اینکارو انجام بدیم ولی افتادیم توی جوی اب وگریه کردیم کاری ندارم؛من به اون لحظه ای کار دارم که هممون دیگه حرفه ای شده بودیم واز روی جوی می پریدیم.

پریدن ازروی جوی اب

بخاطربیارین زمانی که شما استاد پرش از روی جوی شده بودین حتی یه لحظه هم به این فکر نمیکردین که نکنه بیفتین توی جوی وکاریتون بشه.اره دقیقا منظورمنم همینه؛میخوام بهت بگم

باورکن،به هرچی باور داشته باشی،همون اتفاق خواهد افتاد”

شایداین جمله ناراحت کننده باشه برای بعضی ها وشایدم خوشحال کننده.اگرایمان داری که میتونی از روی جوی اب بپری باورش میکنی واعتمادواعتقاد کامل اینکارو انجام میدی؛بدون اینکه حتی کوچکترین اتفاقی برات بیفته.دنیای اطراف ما دنیای افکارماست.بزارین برگردیم به خلقت جهان وافرینش انسان.

کهکشان

روزیکه خداوند عزیزوحکیم زمین رو خلق کرد وانسان رو از خاک آفرید،جسم انسان از همین کره خاکی شکل گرفت؛باتوجه به آزمایشات وفرضیات ثابت شده ای که دانشمندان جهان داشتن که امروزه هممون از اون باخبر هستیم این هست که کره زمین یک روزگلوله ای از اتش بود که کم کم سرد شدوتبدیل به شکل حال خودش شد؛زمانیکه این کره داغ وسوزان بود جنبش ها وانرژی های زیادی بود که سرد شد.خب اگر بخوایم منطقی به این جریان نگاه کنیم باتوجه به نظریه یکی از دانشمندان

انرژی از بین نمی رودبلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود”

میخوام این رو بهتون بگم که باازمایشی که روی انسان کردن متوجه شدن انسان گلوله ای از انرژی در زیر میکروسکوپ بود!اگر بادوربین مادون قرمز نگاه کنیم متوجه می شیم که بدن انسان گرم هست واین گرمایک نوع انرژی هست.حالا هدف من از اینکه وارد این مباحث شدم چیه…

انرژی

تمام ماانسان هاذره ای ازانرژی وروح خداوندعزیز هستیم؛وقتی درحال فکر کردن به چیزی هستیم که یقین داریم صدرصد اتفاق میفته این انرژی بصورت خودکارباعث میشه عکس العمل مادرمقابله بااون اتفاق طوری باشه که بهش فکر میکردیم،یعنی دقیقا همون چیزی که اصطلاحا خوابشو دیده بودیم اتفاق بیفته.پس عزیزانم اینکه بخوایم کاری رو انجام بدیم ولی اون کار انجام نشه یا از پسش برنیایم همه چیز اون به اعتقادشمادرمورد اون کاربستگی داره، نه به دولت نه حکومت نه هیچ عامل دیگه ای؛جمله ای که از عزیزی شنیدم وهیچوقت فراموشش نخواهم کرد

“وقتی برای اینکه مشکلت رو گردن دیگران میندازی ودست وانگشت اشارت روبه اون شخص درازهست،درحقیقت یک انگشت تو به طرف اون هست ولی۳ انگشت دیگه ی تو به سمت خودته”

مشکل این که از پس بعضی کارها برنمیایم فقط وفقط به فکری برمیگرده که مادرمورد انجام شدن یا نشدن اون کارمی کردیم.پس از همین الان تصمیم بگیریم یکبار دیگه الگوهای ذهنمون رو تغییر بدیم(پارادایم شیفت)وبرای همیشه تغییر کنیم تا زندگیمون رو به سمت وسوی تعالی پیش بره ان شاالله…

null

حتما خواهید پرسید که چطور میتونم روی ذهن خودم تمرکز کنم وایمان بیارم که از پس کاری چطور میتونم بربیام،نگران نباشین،من در مطالب بعدی که براتون بنویسم این تجربیات روهم با شما به اشتراک خواهم گذاشت.

با احترام سجاد صیادی

پرستیژ راچگونه داشته باشیم

پرستیژ راچگونه داشته باشیم

 

سلام.مطلبی که میخواستم امشب بنویسم درمورد داشتن پرستیژ هست.اینکه ادم بخواد پرستیژداشته باشه ودرعین حال کسی رو ناراحت واذیت نکنه مقوله ای بسیار حساس ولی ساده هست که اکثرا ادم ها با اون دچار مشکل هستن وبخاطر این که نمیدونن پرستیژ رو باید داشته باشن یا اینکه پرستیژ باید تو خونت باشه چطوری هست.

 

پرستیژ کلمه ای لاتین هست که معنی فارسی شده اون به کلمه اعتبار برمی گرده.داشتن اعتباروشخصیت خیلی جاها میتونه کارایی براتون داشته باشه که فکرش رو هم نکنید!

پس حتما این مطلب رو با دقت بخونید و قول بدید روش کمی فکر کنید.

 

چطوربفهمم من پرستیژ رو دارم میزارم یا اینکه دارم؟

پرستیژ مقوله ای هست که باید ادمی اون رو داشته باشه تا بتونه خیلی جاها ازش استفاده مثبتی بکنه.پرستیژ داشتنی هست نه گرفتنی؛یعنی اینکه من نباید خودم رو بگیرم واخلاقم رو جلوی جمع طوری نشون بدم که فکر کنن من دارم خودم رو میگیرم؛اینکه رفتارهای ادم پرستیژ ادم رو نشون میده نه اینکه خود شخص بیاد وبه خودش پرستیژ بگیره.

پرستیژگرفتنی چطوریه؟

تمامی مواردی که ذکر میکنم پرستیژشمارو مصنوعی میکنه ودیگران احساس خواهند کرد شماخیلی خودتون رو میگیرید برای همین در ذهن اونا شما ادم خوخواه وخودپرستی شکل خواهید گرفت پس دقت کنید:

۱٫وقتی اینکه شما یک باره دیگرانی روکه تا دیروز خیلی ساده صدا می کردید؛حالا یکباره بیاید وبه شکل آقا یا خانم صدا کنید،مثال: آقا محمد،خانم فلانی

۲٫وقتی درجمعی که قبلا شما ادمی بودین که زیادشوخی میکردین،یکباره بشینین ودست به سینه به دیگران زل بزنید ولبخندی با حالت تمسخر روی لبای شما باشه

۳٫وقتی از قصد بخواید لابه لای حرف هاتون کسی رو تخریب شخصیتی کنید.

۴٫وقتی شمایی که قبلا خونگرم بودین،یکباره خونسرد وبی روح بشید وبا پز وخودنمایی خودتون رو ازبقیه بالاتر بگیرید.

 

پرستیژ واقعی چطوریه؟

۱٫اینکه شمادرعین نهایت روابط همیشگی؛رعایت ادب واحترام رو بکنید

۲٫اینکه شماحسن جویی دیگران رو بکنید،البته بصورت واقعی نه مصنوعی وظاهرنمایی

۳٫اینکه میون جمع محترمانه رفتار کنید وخودخواه نباشید؛حق روبه دیگران بدین واز حق خودتون بگذرین

۴٫می تونید ازکلماتی استفاده کنید که با احترام هستند وبرای شخصیت خودتون ارزش قائل بشیدوهر حرفی رو نگید

۵٫اهل دل باشید وخاکی؛خودتون از بقیه جدا نگیرین؛

۶٫ارزش قائل شدن برای خودتون به شما پرستیژ میده

۷٫کمتر حرف بزنید بیشتر گوش بدید

 

 

 

پرستیژ

 

 

تمامی مواردی که ذکر کردم بصورت تجربیاتی بود که من ازش توی زندگیم استفاده کردم؛خب روانشناسای بزرگ خیلی قشنگ گفتن که اگر میخوای احترام رو بدست بیاری اول از خودت شروع کن وبا خودت با احترام باش؛وقتی که برای خودت احترام قائل نیستی وبرای رسیدن به خواسته های نفست حاضری دست به هرکاری بزنی؛خب تو روی نفست کنترلی پیدا نمی کنی وهرکسی تابع قوانین نفسش شده ادم خوار وذلیلی شده.اگر احترام میخوای؛از منطق عقلت کمک بگیر،نعمتی که خدای بزرگ بهت داده خیلی توی این مورد می تونه کمکت بکنه…

منطق میگه اگر کسی کمکی میخواد کمکش کن

منطق میگه هیچوقت دروغ نگو چون تو ذاتت انسان هست کسی که تمام فرشته هاالا یک فرشته به اون ذات سجده کردند.

منطق میگه به خودت ضرر نزن

منطق میگه حرفای قشنگ بزن حرف زشت چهرتو زشت میکنه

منطق میگه بدی رو با خوبی جواب بده

منطق میگه وقتی میخوای جایی زندگی کنی مرتب نگهش دار

منطق میگه چرا باید به دیگران آزار برسونم وقتی خودم دوست ندارم مورد ازار دیگارن قرار بگیرم؟

منطق میگه دوست شدن بادخترغریبه بده چون خودت دوست نداری اینکاروکسی باخونواده خودت بکنه

 

عزیزانم،اگر همیشه قبل از انجام هرکاری،به منطق خودمون مراجعه کنیم خیلی چیزهاجوابش از قبل اونجا داده شده هست؛الحمدالله الرب العالمین،مغزما طوری برنامه ریزی شده که وقتی میخوای کار مثبت یا منفی کنی قشنگ منطقت اول بهت گیر میده که ایا این خوبه یا بد وزمانی هم که انسان رو خدا افرید؛بهش قدرت واختیار داد که انسان رو از بقیه موجودات سوا میکرد ولاغیر هیچ فرقی بین انسان وحیوان نمی بود.

پرستیژ

ودرنهایت:

اگرمابه منطق خودمون بخوایم عمل کنیم دراون صورت هست که ادم با اعتبار وبا پرستیژی خواهیم بود؛ولی اگر بخوایم به روی آرمان هاومنطق ووجدان خودمون پشت کنیم،هیچ اعتباروپرستیژی برای ماایجاد نخواهدشد؛البته باید ذکر کنم راه های بالابردن پرستیژ زیاد هست،ولی یک پرستیژ واقعی ودر عین حال عالی وبهترین نوع داشتن پرستیژ؛رعایت اصول منطقی هست…

 

پایان قسمت اول

 

امیدوارم از این مطلب کوچیک ولی پرمحتوایی که براتون نوشتم نهایت استفاده رو برده باشین.

آرزوی سلامتی دارم براتون،موید باشید.