برون ریزی افکاری

برون ریزی افکاری

به نام خداوند هستی بخش

سلام،امروز وقت کردم بالاخره کمی از حرف های نهفته ای که تو دلم سنگینی میکنه رو برون ریزی کنم.تواین چندسال اخیر شدیدا در حال کارو فعالیت روی پروژه ها و اتکا به نیروی فکر شخصی و توان خودم بودم و کمتر فرصتی شد تا کمی به این مسائل بپردازم.

دراین چندسال اخیر،اتفاقات زیادی توی زندگی هممون رقم خورده،چه شیرین چه تلخ چه زیبا و چه زشت و ناپسند.هرچه بود گذشت و به قول شاعر عزیز چون می گذرد  و این لحظات باقی نمی مونن غمی نداریم،میگذره.

دست انداز:

شاید بعضی اوقات یکسری اتفاقات بیفته که خاطر آدمی رو رنجیده کنه و روح آدم رو دچار مریضی و بیماری کنه.روزهایی رو پشت سرگذاشتم که شاید میتونم به جرات بگم سخت ترین دوران زندگیم در این بیست واندی سال از زندگیم بود وحتی امسال (۱۳۹۵) یکی از خاطرانگیز ترین این سال ها بود.

دلنوشته

گله:

تو این مدتی که گذشت اول گله ای می کنم از خودم،اشتباهی که بار و بار ها مرتکب اون میشم اما درس عبرت نمیگیرم ازش،فقط تجربه هر باربیشتر از گذشته روی کوله بار تجربه سنگینی میکنه.اما میخوام تشکر کنم از اشخاصی که لیاقت خودشون رو به من ثابت میکنن،آدم هایی که خیلی “لقب” هارو با اسم و فامیلشون “یدک” میکشن ولی هیچ بویی و هیچ تاثیری از القاب و شخصیت هایی که خودشون رو بهش مربوط میکنن نبردن.شاید خیلی صریح صحبت کنم ولی وقتی دل آدم شکسته بشه با هیچ چسبی چسبونده نمیشه،نمیخوام بگم به دل نگرفتم چون هر وقت حرف هایی که توی گوشم تداعی میشه قلبم رو به درد میاره و متاسفانه من هیچوقت حرف های مهم رو تو عمرم یادم نمیره و تا ابد با من خواهد موند.از یکسری بچه بازی هایی که همین کلمه رو به خود من برچسب میکنن واقعا متاسفم،بچه بازی به این معنی هست که بخاطر یه وسیله مادی چشم هات روی یه وسیله معنوی و یه شخص بسته بشه.بچه بازی یعنی بخاطر یه وسیله نقلیه یه عمر رفاقت و دوستی بهم بخوره.واقعا حالم بد میشه از آدم هایی که فقط ظاهر نمایی دارن و اینقدر ازلحاظ فکر کوته فکر و بچه موندن که واقعا خجالت آوره اعتماد و اعتبارت رو خرجشون بکنی که آخرش از تو بدتر تو دنیا نباشه.خیانت هایی که درحق ما شد،ظلم و جفاهایی که درحقمون شد،همه و همه یه روزی باید جواب داده بشه،حواستون باشه.اون اشخاصی که مستقیما،چه اشخاص ثالثی که غیرمستقیما باعث و بانی این ماجراها بودن بدونن همین جمله رو فقط برای من کافیه  ” زمین گرده”

هرچه کنی به خود کنی گرهمه نیک و بد کنی

دلنوشته

گذشته ی از تمام این مسائل،آدم میتونه به هرصورتی که شده این موارد رو بخاطر مسائل مهمتر نادیده بگیره ولی درد اصلی و بیشتر بخاطر زیر پا گذاشتن “شرافت” انسانی هست که باز هم بخاطر القابی که بعضا اشخاص به انسان های والا خودشون رو مرتبط میدونن “شرمم” میگیره که چطور گاهی ما باید شرافتمون رو زیر سوال ببریم و با انتشار مسائل شخصی و تصاویر شخصی خودمون در فضای مجازی به دنبال لایک و فالو شدن باشیم.خجالت میکشم از خودم و خودم رو “تحقیر شده” میدونم بخاطر ارزش دادن به اینچنین انسان های بی ارزش که به دنبال لذت ۱٫۲ میلی ثانیه ی “لایک” خوردن هستند.شاید هم سرشون رو زیر برف کردن و نمیدونن که عالم و آدم درحال دیدن این مسائل هست.جوون عزیزی که داری این کارو میکنی برادر من؛خواهر من؛مراقب باش هر نگاه یه تیر به شرافتت پرت میکنه و هر نگاه هرزه یه هوس رو ایجاد میکنه.باز هم تاسف خودم رو اعلام میکنم.

درجوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبریست ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار

یعنی اینقدر ارزش ما باید پایین بیاد که تو با یک وسیله ی مادی چندمیلیونی ارزشت برابری بکنه!خیلی جالبه بیشتر حرفی نمیزنم کافیه.

دلنوشته

درآخر کار هم باید تشکر کنم از دوستانی که وجودشون باعث پیشرفت ما شد و جرقه رشد و اتکا به نیروی خدادای رو در ما زدند.دوستان عزیزی که با بوی مادیات و “پول” رفاقت های چندین و چندساله رو زیر پا گذاشتن و ادعا کردن شما مشکل داری و هر بهانه ای رو ساختند و هر دری رو زدن تا بتونن ثابت کنن که شما در حقیقت برای ما ارزشی نداری؛به این دوستان بزرگوار عرض کنم،اینجانب با این سن و سال،اگر به شما ارزش دادم بخاطر این نبود که شما انسان ارزش مندی هستید،بخاطر این بود همه ی آدم ها و آفریده های خدا در نظر من آدم متشخص و با ارزشی هستند ولی متاسفم و تاسف میخورم که این ارزش ها وقتی پابه پاش میرسه تبدیل به ارزش مادی و ریالی میشه.ماجرایی که اخیرا اتفاق افتاد هم از نظر من” خیانت در امانت” بود که باز هم بخاطر اعتماد و ارزش دادن بیش از حد من به دیگران برای خودم رقم خورد.درهر حال آب رفته بر نخواهد گشت و اعتماد تخریب شده هیچوقت مثل اول نخواهد شد.

پایان برون ریزی افکار منفی

سال ۹۵ با اینکه سخت ترین سال از عمرم بود و چندین بار پشت سر هم خنجر اعتماد واهی و ارزشی واهی دادن به افراد رو در قلب من فرو کرد،زمینه ی رشد خودم شد. من تمام این موارد رو سرلوحه ی تجربیاتم خواهم کرد،با آب طلا مینویسمشون و تمام این ناحقی هارو در روز موعود جبران خواهم کرد.

تشکر ویژه

تشکر ویژه و خوبی بکنم از دست اندرکاران مجموعه ی “سبک مدرن” که با تلاش شبانه روزیشون به من این رو ثابت کردن هیچوقت برای رشد کردن دیر نیست و بابت اینکه این پرسنل زحمت کش و عزیز رو میزبانی میکنیم خداوند عزوجل رو شاکرم و از همین جا به تک تک شون خداقوت میگم و تشکر میکنم و امیدوارم هر روز این خانواده رشد و تکامل بیشتری پیدا کنه.

دلنوشته ی آخر سال ۹۵ با احترام سجاد صیادی

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =